|
غریبه ام با تنهایی
|
راست ميگه فلک جان . دو تا پيرهن بيشتر از ما پاره کرده
اين درد زندگي دوا نداره . بايد با مسکن سر کرد
اين تخليه روانيه اينترنتيه من هم شايد يکي از همين مسکنها باشه
زندگی مثل یه دل درد بزرگ می مونه .یه دل درد همیشگی .
فکرشو میکنم برای دل درد بجای شربت معده همیشه باید مسکن بخورم .
دردت کم میشه مثل وقتی که شربت معده بخوری . اصلا می تونی فکر کنی شریت معده خوردی
ولی یه تفاوت داره . همیشه منتظرم تا درد همیشگی دوباره بیاد سراقم .
ایندفعه بیشتر از قبل . بدنت به مسکن عادت کرده .شاید بهتر بود مسکن تولید نمی شد . شاید اینطوری به دردش عادت می کردم. ولی وقتی هست نمی شه نخورد . مثل ادمایی که ایمان دارند که یه روزی با یه اتفاق همه چیز تموم میشه و دردی که هر روز بیشتر میشه و داره تموم بدنمو میگیره یه روز با یه اتفاق همش تبدیل به لذت میشه .
اینم از اون حرفاست . این دنیاتو جهنم کن . اون دنیا ت بهشت میشه
یاد حرفش افتادم که میگفت : میتونی هر دوتاشو بهشت کنی ولی خودشم نمیدونست چطوری . فقط از اون حرفا بود که پشته کتابای مزخرف می نویسن و از جلدشون معلومه که نویسندش فقط اسمش خارجیه .
آدما خودشون براي هم يه جور مسکن اند ولي اکثرا نمي دونن . مثلا يکي از آدمايي که خيلي براي من مسکنه همين آ.
.آ. فکرشم نمي کنه که آ. خودش باشه . حقم داره کس ديگه اي هم فکرشو نمي کنه آ. ي من اون باشه آخه آ. خيلي خاصه ولي شايد دليل خاصي نداشته باشه که اون آ. باشه شايد فقط بخاطره اينکه اولين کسي بود که براي آ. بودن به ذهنم اومد . خوب البته وقتي يکي اولين بار بياد تو ذهنت حتما خاصه
آدما از اون مسکن هان که طریقه استعمالشونو باید حتما بلد باشی
آقا شما یوزر منؤال نداری؟ میشه لطفا اینستراکشنتونو بخونم ؟
مسکن کم آوردم ...باید برم ...
ولی فکر نمیکردم نوشتنش از ننوشتنش ضایع تره
مثل وبلاگ قبلیه
مثل همین وبلاگ
مثل همین حالا
با نام خدا
خدايي که آفريد
خدايي که از او گلايه دارم
از خدا گلايه دارم , چرا که آفريد
چرا که آفريد ولي نگفت چرا مي آفريند
چرا که انسان را آفريد
چرا که انسان را انسان آفريد
چرا که مرا هم انسان آفريد
چرا که گناه را آفريد
چرا که انسان را گناهکار آفريد
چرا که سرنوشت اين بود که گناه کند
چرا که گناه من هم انسان بودن است
چرا که سرنوشت انسان با گناه کردنش رقم خورد
چرا که سرنوشت دست اوست
چرا که نبودن من هم گناه است
چرا که بودن و نبودن دست اوست
فرقي نداره وقتي نباشي و نبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني